ادبیات
مُردن؛ پیش از احتضار
آن گاه که شب چترش را بر خانهها و رودها میگشاید بطری کوچکِ زهر را سر میکشم و اندوه دیگر اثر ندارد. مرگ
ادبیات
آن گاه که شب چترش را بر خانهها و رودها میگشاید بطری کوچکِ زهر را سر میکشم و اندوه دیگر اثر ندارد. مرگ
ادبیات
فایل صوتی شعر را از اینجا بشنوید فرو رفته، زانوزده، بیرمق بازگشته از جنگی بیسرانجام با خویشتنِ خویش اُفتاده بر پوستِ
ادبیات
⇓فایل صوتی شعر:⇓ بر فرازِ "زاگرُس" ایستاده بود با سه چهره بر بالای گردن یکی به مغرب به تماشای شکوه ِ اندامِ
چگونه میتوانی بگریزی؟
نسخه صوتی شعر ای سرزمین ِ من! آن زمان که دیدمت آنگونه که شاعران و آوازخوانها گفتند زیبا نبودی! چشمهای سُرخات که